زمان مطالعه : ۵ دقیقه

۵ روش برای افزایش رتبه ‌ی محتوا در گوگل

۱. داشتن بک ‌لینک قدرتمند

از زمانی که گوگل خودش و الگوریتمش را شناخت، بک ‌لینک ‌ها جزو مهم‌ ترین ارکان‌ ها برای رتبه‌ بندی محتوا بودند. امروزه با اینکه صدها معیار دیگر هم به الگوریتم‌ آن اضافه شده ‌ است،  بک ‌لینک‌ ها هنوز هم پر قدرت حضور دارند و میدان را خالی نکرده ‌اند.

قانون بک‌ لینک ساده است: هر چه بیشتر، بهتر

انواع لینک ‌ها به صورت لینک خوب و بد، لینک معتبر و بی ‌اعتبار و لینک‌ های طبیعی و غیرطبیعی وجود دارند که می ‌توانند یکدیگر را خنثی کنند. ممکن است یک لینک خوب شما را بسیار بالا ببرد و یک لینک بد سابقه شما را خراب کند. اما یک مفهوم غیر قابل انکار وجود دارد و آن داشتن لینک‌ های معتبر و طبیعی است. به زبان دیگر وظیفه ‌ی ما این است محتوایی خلق کنیم که قابل لینک دادن باشد. دقیقا اینجاست که اهمیت یک تولید کننده ‌ی محتوای خوب مشخص می ‌شود. تولید محتوا باید طوری انجام شود که لینک‌ های سالم جذب کند.

محتوای قابل لینک دادن چیست؟

از آنجایی که انواع بی‌ شماری محتوا داریم، تعریف دقیقی برای محتوای قابل لینک دادن نمی توان ارائه داد، به عنوان مثال یک مقاله ‌ی آموزشی خوب برای درس فیزیک می‌ تواند از طریق یک معلم یا یک موسسه آموزشی قابل لینک دادن باشد. یا یک خبر می ‌تواند از طریق یک خبرنگار یا افراد بلاگر قابل لینک دادن باشد. در کل هیچ قانون خاصی وجود ندارد، فقط باید سعی کنید محتوایتان آنقدر با ارزش و یکتا باشد که بقیه را ترغیب به لینک دادن به آن کند.

زمانی که تصمیم به نوشتن محتوایی گرفتید، می‌ توانید  وب سایت Buzzsumo  را بررسی کنید، در باکس جستجوی این وب سایت کلمه‌ ی کلیدی مورد نظرتان را وارد کنید و  ببنید چه نوع محتوا هایی بک‌ لینک بیشتری جذب می ‌کنند:

 

  ۲. مرتبط بودن محتوا

یکی از مهم‌ ترین حساسیت ‌های گوگل ارتباط محتوا با تم کلی وبسایت شماست. سال‌ های قبل فقط کافی بود یک کلمه کلیدی خاص را در دفعات زیاد در یک محتوا بگنجانید تا گوگل آن را با جستجو مرتبط به حساب بیاورد. در واقع کار دیجیتال مارکترها سال‌ های پیش راحت و آسان بوده است.

اما امروزه گوگل بسیار هوشمند شده و دیگر به راحتی فریب نمی ‌خورد. یکی از بزرگترین پیشرفت ‌های الگوریتم  گوگل  قابلیت تشخیص معنایی بود که به Semantic mapping شناخته می ‌شود. با این الگوریتم دیگر گوگل می‌ تواند با هر عبارتی در متن ارتباط معنایی برقرار کند و کاملا تشخیص دهد متن در مورد چه موضوعی صحبت می ‌کند، در حالی که قبلا گوگل فقط با کلمات مشخص شده‌ و دقیقی این کار را انجام می‌ داد که مشکلات زیادی ایجاد می ‌کرد.

الگوریتم تشخیص معنایی به تولیدکنندگان محتوا کمک می‌ کند تحقیقات دقیق‌ تری در گوگل انجام دهند و در نتیجه محتوای مرتبط‌ تری تولید کنند، که همین باعث می ‌شود گوگل محتوای شما را مرتبط به حساب بیاورد. الگوریتم‌ های مرغ مگس‌ خوار و BERT  الگوریتم ‌هایی هستند که مرتبط بودن محتوای شما را برای کاربر مشخص می‌ کنند. می‌ توانید در مورد این الگوریتم‌ ها بیشتر جستجو کنید و در مورد آنها مطالعه کنید تا بتوانید محتوایتان را دقیق ‌تر انتخاب کنید.

۳. طول محتوای مناسب

یکی از مسائلی که به طور واضح توسط گوگل مشخص نشده و در دنیای سئئو بحث زیادی بر سر آن است طول محتوا است. در واقع بحثی که مطرح است آن است که محتوای طولانی بک ‌لینک بیشتری ایجاد می ‌کند و همین باعث افزایش رنک محتوا می ‌شود.

توصیه ‌ی ما این است نگاهی به آنالیز وبسایت‌تان بیندازید و ببینید چه فرمولی برای شما کار می ‌کند. اما تجربیات زیر که از دیگران و تحقیقات به دست آمده ‌اند قابل تامل است.

اگر بین تولید یک محتوای ۱۰۰۰ کلمه‌ ای و سه محتوای ۳۰۰ کلمه ‌ای شک دارید، نسخه ‌ی طولانی‌ تر را انتخاب کنید.

اگر احساس کردید محتوایتان دارد تبدیل به یک کتاب ۵۰۰۰ کلمه‌ ای می ‌شود سعی کنید آن را به دو محتوای سریالی تبدیل کنید.

اگر تشخیص دادید محتوایتان در ۵۰۰ کلمه اصل مطلب را می ‌رساند از انتشارش ترسی نداشته باشید. به‌ هر حال یک محتوای ۵۰۰ کلمه‌ ای بهتر از یک محتوای ۳۰۰۰ کلمه‌ ای بی ارزش است که فقط برای پر کردن کلمات نوشته شده است.

۴. کلمات کلیدی دقیق (Exact keyword match)

در بالاتر گفته شد که گوگل دست از کلمات کلیدی دقیق برداشت و با تشخیص معنایی وسیع ‌تر این مشکل را حل کرد. اما این مسئله به این معنا نیست که گوگل دیگر توجهی به کلمات کلیدی دقیق ندارد. بلکه بر عکس، گوگل آنقدر دقیق شده که می‌ تواند از همه وب‌ سایت‌ ها یی که اتفاقا مرتبط هم هستند آنهایی را که با جستجوی کاربر مرتبط ‌تر هستند به او نمایش دهد و در واقع از روی تگ عنوان سعی می ‌کند دقیق‌ ترین محتوا را به عبارت جستجویی کاربر نشان دهد.

طبق گزارشی که در زیر می ‌بینید، اکثر تگ عناوینی که در صفحه‌ ی اول گوگل نمایش داده می ‌شوند شامل کل یا قسمتی از کلمات کلیدی هستند که توسط کاربر جستجو شده است.

این مسئله به ما نشان می ‌دهد که گوگل هنوز هم به دنبال کلمات کلیدی است اما بسیار دقیق‎ تر و هدفمند تر، پس تحقیقات در کلمات کلیدی و بهینه ‌سازی آنها باید سر مشق هر تولید کننده ‌ی محتوایی باشد.

۵. محتوای درگیر کننده

تا جایی که دانش ما می ‌رسد، هیچ‌ وقت گوگل مستقیما حرفی از نرخ تعامل پیج  به عنوان یک فاکتور رتبه‌ بندی به میان نیاورده است (اینکه کاربر وقتی وارد لندینگ پیج می ‌شود چه کاری انجام می‎‌دهد و چقدر با محتوا درگیر می‌ شود). دلیلش هم این است که احتمالا گوگل نمی ‌تواند تعیین کند که اگر کاربری وارد صفحه شد و در مدت کوتاهی آن را ترک کرد، آیا آن محتوا آنقدر بی‌ ارزش بوده که کاربر جواب سوالش را نگرفته؟ یا آنقدر عالی بوده که کاربر سریع پاسخش را گرفته و از صفحه خارج شده است؟

که البته سوال بالا دو معیار “نرخ پرش” و “time on page” را در مورد کیفیت محتوا زیر سوال می ‌برد. به‌ هر حال، تئوری ‌ها یی وجود دارد که معتقد هستند گوگل از یک سری معیارهای تعاملی برای محتوا استفاده می‌ کند و در رتبه‌ بندی آنها را تاثیر می‌ دهد. اما گفته می‌ شود این معیارها آنقدرها هم دقیق نیستند و موتور جستجو به موتور جستجو تفاوت می‌ کنند.

راه‌ حل‌ های آنچنانی به جز تولید محتوای با ارزش برای تولیدکنندگان محتوا وجود ندارد که افزایش نرخ درگیری مخاطب را تضمین کند. اما همیشه  آنالیتیکس بهترین یار کسب ‌و کارها بوده و از آمار آن می ‌توانید نسخه‌ ی خودتان را پیدا کنید. یکی از ابزارهای جانبی که برای محتوا وجود دارد و تمرکز زیادی بر نرخ تعامل محتوا و نرخ تبدیل آن دارد Finteza  است. این ابزار کمک می ‌کند متوجه شوید کدام محتوا کامل خوانده شده، کدام محتوا مخاطب را قیف فروش هدایت کرده و کدام یک کاربر را از سایت شما رانده است.